خواستگاری به سبک اصفهانیها

یک ماجرایی در اصفهان چندباره داره برام تکرار میشه که واقعآ من رو به اصفهانی ها بدبین کرده.اینجا وقتی مثلآ می خوان عروس برای پسرشون انتخاب کنند فوری چند سوال پشت هم می پرسند که از بس تکرار شده دیگه از حفظم که سوال بعدی چیه؟؟؟اول اینکه اهل کجایی؟اگر مثلآ برای تهران باشی چون تمام اصفهانی ها حتمآ از تهران بازدید داشتند یا فامیلی اونجا دارن فورآ می پرسن کجای تهران می شینی؟(هرچه شمال شهرتر بهتر.این رو از تمام رفتارهاشون میشه فهمید)چند تا بچه ای(هرچه کمتر بهتر.آخه ارث خور کمتره.مخصوصآ اگر برادر نداشته باشی بهتره).خواهر یا برادرت تحصیل کرده اند(هرچه تحصیل بیشتر بهتر).بابات چه کاره است؟(ترجیحآ بهتره درآمدش رو هم بگی..)بماند که ما هم تا می تونیم اطلاعات غلط می دیم که برند و پشت سرشونو نگاه نکنند.یک سوال دیگه:می تونیم بیایم خونتون رو هم ببینیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! (من نمی دونم مگه میخوان بیان خونه بخرن؟؟؟؟!!!!!) راستی اون یکی عروسمون هم برای سعادت آباد تهرانه.حالا بماند خودشون اگر شصت تا بچه باشند.تحصیلات بچه هاشون زیاد هم نباشه جای پایین شهر اصفهان بشینن اصلآ مهم نیست.فقط خدا کنه گرگ بیابون نصیب اینها نشه.همه چیزو توی پول می بینن.

یا مثلآ همکلاسی های اصفهانیمون: شما اصالتآ کجایی هستین؟؟؟(شمال )          وای ما امسال عید میام شمال حتمآ بهتون سر میزنیم.اما روم به دیوار یک تعارف خشک و خالی نمیزنن که شما هم 2 سال توی این خوابگاه بودی یک توک پا بیای خونمون بد نمیشه.تازه میخوان تعارف کنند می گن چرا نمیای خونمون!!!!آخه تو تعارف کردی که ما نیومدیم.

یا مثلآ اگر با این عده بخواهیم بریم درمانگاهی بیمارستانی جایی.همه کارمندهای گروه که جای مامانامون هستند و کلآ همه کنار می کشند و آخرشم من و دوست بدبختم که نه کارمندیم و نه منبع درآمدی داریم باید کرایه یک لشگر رو حساب کنیم....

(با عرض معذرت به هر اصفهانی که اینها رو می خونه البته شاید آدم های خوب هم دارند.واقعآ دلم خون شد از دست اینها)

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد شیرینم

سلام مه همشهری ته حال خاره ته طلا خوندنه ته ممنون دارمه که مره اسا بعد اتا خله فراموشی مره یاد هاکردی مه مهمون سره بالا جا دارنه شه جواب ره تو پست تازه هدامه پیروز بوی همیشه[گل]

فرهاد شیرینم

اسا که مه مهمون بیی اس کردی اتا چایی خردی بد شی یی اما مهمون ره شه بالا سر جا دمبی[گل]

استوانه

آره در این مورد یه مقدار عجیب و غریبن. [خنده]

خاتون شعر

سلام دوست جون بعضیاش درست بود اما بعضی سوالا رو همه می پرسن منم دانشجوی اصفهان بودم البته من خیلی خونه دوست جونم می رفتم [لبخند]

pk

واااااای دست رو دلم نذار که از دست این اصفهانیا خوووونه فقط خودشون خودشونو میشناسن که البته شک دارم !!!!!!!!!

مرجان (یه زن مطلقه مو فرفری)

کاملا باهات موافقققققققققققققققققققققققققققو من هم عروس اصفهانی ها شده بودم الان از شرشون خودمو خلاص کردم اما این ها رو که خوندم داغ دلم تازه شد [گریه] خدا واسه هیچکس نیاره.. [گریه] [گریه]

فرشید

سلام دوستم بسیار با احساس مینویسی به وبلاگ منم سری بزن برای تبادل لینک خبرم کن [گل]

پدی

وای دستت درد نکته اینو گفتی من پسرم و رفتم خواستگاری یک دختر اصفهانی واقعا مزخرفترین سنت ها و رسم ها رو دیدم. مهریه های عجیب و چیزایی که باور نمی کردم بگن. من تو تهران که شهر خودمه با شرایط اینا می تونم برم بدون اغراق 5-6 تا زن با شرایط بسیار آبرومند و خوب بگیرم. رسما دختر هاشون رو می خوان بفروشن برای دوستانم هم زیاد پیش اومده و دقیقا همشون یک سری چیز می گن. به قدری از داماد توقع دارن که فکر کنم نسل اصفهانی ها بخاطر ازدواج نکردن رو به انقراض بره. اکثر اصفهانی ها مثل دوران صفویه فکر می کنند و واقعا سنت ها و عقاید بدی دارند که فقط خودشون می فهمن. تو خواستگاری فقط از پول و این چیز ها می پرسن. واقعا درکت می کنم مرسی بابت این نوشتت. اگر اصفهانی نیستید چه دختر و چه پسر سعی کنید طرفشونم نرید. منم 2 ماه دیگه پایان نامه رو می دم و خلاص می شم.