عکس های دبیرستان!

این پست قبلی ما خیلی از دوستان عزیزم را ناراحت کرد. ما هم که خراب رفیق!!! بنابراین به جبران این همه احساسات به فنا رفته، این پست را می گذارم که مایه تبسمی کوچک باشد. در این ایام این هشت الهفت از خدا بی خبر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید.

 مدتی قبل یک ایمیل بدین مضمون به دستم رسید:

"یه سایت خارجی به نام school که بزرگترین سایت آموزشی هست اقدام به کار جالبی کرده ابتدا به لینک زیر برید در قسمت Searrch ، کشور را انتخاب کنید به صفحه بعد بروید در صفحه بعد مشخصات ...خود را کامل وارد کنید نام و نام خانوادگی رو به انگلیسی بنویسید و سپس عکس خود را ببنید این سایت از عکسهای موجود بر سرور آموزش پرورش استفاده می کنه من خودم وقتی دیدم کف کردم حتماً نگاه کنید .. تعجب میکنید که عکس شما رو  آپلود کرده .. فقط برای ایران توی دوره دبیرستان بگردید (قبلش رو نداره)
دبیرستان = third level

اینم لینکش : 

http://www.worldschoolphotographs.com/
در ضمن اگر اطلاعات دوستانتون رو هم دارید می تونید وارد کنید و خاطراتتون رو زنده کنید"

ما هم که کشته مرده خاطراتیم سریع وارد عمل شدیم. از آنجایی که شما بهتر می دانید ما با نفت هر روز اینترنت را راه می اندازیم، نشد که نشد. این دایره بارگذاری مدام می چرخید. چشمانم هم با آن می چرخید. همان حالت هیپنوتیزم. در همین خلسه های روحانی بودیم که اشتباهی را مرتکب شدیم. با یکی از دوستان گپ می زدیم و مسائل روز را تحلیل می کردیم که با علم به اینکه ایشان اینترنت هسته ای دارند و هر چه باشد از سوخت فسیلی استفاده نمی کنند، پیشنهاد این سایت را به ایشان دادیم. جالب این بود که روحیات ایشان را هم اصلا نمی شناختم. چندی بعد پیامی دریافت کردم که: خجالتم خوب چیزیه (البته این عین عبارت نیست. نقل به مضمون می باشد. پیاز داغش زیاد شده).

اگر دوست داشتید ادامه ماجرا را در همان سایت مذکور ببینید. و درس عبرت بگیرید.

پی نوشت: در ادامه آن کتابهایِ بدبختی که به دست ما رسیدند، باید بگویم از اینکه گفتم همه کتابهای سیمین دانشور را خواندم، سووشون را جدا بفرمایید. نخوانده ام. اما ادامه کتابها: اول از همه باید کتاب هشت الهفت دکتر باستانی را می گفتم. ایشان یک استاد به تمام معنا هستند. اسم این وبلاگ را بخاطر علاقه به نوشته هایشان و توضیحات ایشان در مقدمه کتاب هشت الهفت، هشت الهفت گذاشتم. کتابهای جلال آل احمد داستان های کوتاهش هر کدام را پراکنده خواندم. از این بین هم آنچه یادم است، زن زیادی و  جشن فرخنده عالی بود. عالی می نوشتند ایشان. کتاب اورازان ایشان با اینکه سالیان دراز می گذرد از بس توصیفات زیبا داشته اند، مرا با تک تک خانه های اورازان آشنا کرد. بنده اصولا اسامی زیاد در خاطرم نمی ماند. بنابراین مدتی قبل تصمیم گرفته بودم تمامی کتابهایی که می خوانم و نکات مهم آنها را در دفتری یادداشت کنم. الان آن دفتر را هم گم کرده ام. اما یک کتاب تاریخی که من خیلی دوستش داشتم و دارم ، در مورد تاریخ معاصر تهران بود. 4 جلدی بود که بنده تا جلد 3 در دوران ارشد از کتابخانه دانشگاه گرفتم و خواندمش. اسمش را بیابم حتما توصیه می کنم بخوانید. حرف ندارد. کتاب سینوهه ترجمه ذبیح الله منصوری هم خیلی زیباست. اصلا کتابهای رمان تاریخی ترجمه دکتر ذبیح الله منصوری همه شان دلنشین ترجمه می شوند. با خواندنشان ضرر نمی کنید. فعلا اینها بماند باز هم حافظه یاری کند برایتان می گویم....

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه(خدابانو)

آه كه كاش يكبار ديگر خاطرات دبيرستان زنده ميشد... [رویا] ممنون بابت توضيحات كتابها.

محمد فتحی

سلام بر شمـ ـا ولادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) را خدمت حضـرت ولی عصـر (عج) و همچنین شما دوست همیشه همراه وب مرد تنهـایی تبریک عرض می کنم .

جفنگ میرزا

البته ترجمه دکتر منصوری.... ترجمه کتاب نیست.... ایشان برای خودش یه داستان دیگه مینویسن به همین خاطر فکر نکن مثلا سینوهه رو خوندی سینوهه مدل دکتر منصوری رو خوندی

جفنگ میرزا

اهان داستانهای حسن بنی عامری هم دستت رسید بخوان

چام‌چام

توضیحات شما بیشتر باعث شد جذب سایت بشم! مامانم بغل دستم بود، زد تو سرم![نیشخند]

مهدی

منم رفتم عکس دوران دبیرستانم رو دیدم.... توجه کردی که چقدر من و تو توی دوران دبیرستان شبیه هم بودیم؟!!