یک غریق

غروب

دوست داری تورا چه نامم.اوکه من است یا او که با من است.تورا من مینامم.من عزیزم با تو کنار ساحلی پر از غوغای ارامش نشسته بودم و به دریای تلاطم حسادت دیگران مینگریستم .انقدر غرق در ارامش بودم که حتی خیس شدن پاهایم را نفهمیدم .انقدر با من بودن را دوست داشتم که همه وجودت با من بود و جدا شدنت را حس نکردم.

خلاصه انقدر با من بودن ارامش داشت که حتی هنوز هم نمیتوانم باور کنم به همین ارامی مدتهاست بی تو یا من غرق غرق غرق هستم.

هنوز به یادت هستم من عزیزم........

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

خودشم می دونه که هنوز به یادشی ؟!

ستاره

سلام دوست عزیزم ممنون که بهم سر زدی[چشمک][گل][خداحافظ]

امیر

سلام.[لبخند] ممنون مستانه جان که سر زدین.[گل] وبلاگ جالبی دارین.مخصوصا اسم خیلی قشنگی داره.مایل هستین لینک کنیم همدیگرو؟[چشمک][لبخند][گل]

امیر

ممنون مستانه جان از لطفتون.منم شما رو لینک کردم[لبخند][گل][گل][گل]

ساراناز

خبرایییییییییییییییییییی عزیزم کی بید [نیشخند]

سفیر

زیبا بود... یعنی حلول در معبود !؟

یسنا

سلام عزیزم. زیبا می نویسی![گل]

سلام بر خورشید

مثل همیشه قشنگ نوشتی [گل] ولی خیلی وقته سری به این دوست ندیده نمیزنی ؟! یعنی اینقدر سرت شلوغه ؟[چشمک][خداحافظ]