طلای گندمی

بنده اندکی زیاد کلاغ صفت هستم. نه اینکه سیاه باشم. نه اینکه رنگ مویم پرکلاغی باشد. نه اینکه عمر 300 ساله در انتظارم باشد. نه اینکه شوم و نحس باشم (البته این یکی را ضمانت نمی کنم، شاید به علت 13 چنین باشم). نه.... از این جهت که شیفته و واله هر چیز براقی می باشم. از تل و گیره سر و لباس بگیر تا زیور آلات. اما از آنجایی که پوستمان با فقرمان راه نمی آید و اصلا نمی داند فقر چیست، به هر فلزی واکنش می دهد مگر به طلا. به همین دلیل ما هم هر از چندگاهی راهی پاساژهای فروش طلا می شویم. در این بین همیشه هم خرید و فروش صورت نمی گیرد. به عنوان مثال گاهی یکی از دستبندهای 10 سال قبل را می برم و می پرسم: آقا این الان چنده؟ او هم با کلی حساب و کتاب قیمت فعلی اش را می گوید و در دلمان قند آب می شود که اووووووووه چقدر سود نصیبمان شده. یا برعکس قیمت سرویسی که  قبل از عید خریده بودیم (که قیمت طلا به بالاترین حد از زمان انقراض دایناسورها تا کنون رسیده بود) را دوباره می پرسیم و وقتی می گوید به نرخ امروز کلی ضرر کرده ایم، کلی آه و افسوس می خوریم و بر خود و این مملکت و دلالان و سیاست و خانم اشتون و انرژی هسته ای و اتم و دانشمندی که آن را کشف کرد، لعنت می فرستیم. برای سکه بهار زندانی! هم وضع به همین منوال است. کسی نداند فکر می کند ما بچه کف بازار زرگران می باشیم که اینقدر در نرخ ارز و طلا و سکه، سکته می زنیم!!!!

بین خودمان باشد، الان هم بدجور هوس کرده ایم یک سرویس طلا داشته باشیم. فعلا که اوضاع مالیه مناسب نیست. کسی چه می داند، شاید این سری یک نان سنگگ به خود آویختیم. چه کمی از طلا دارد. این روزها که باید قیمتش را به طور روزانه از سازمان نان و غله بپرسیم و بعد با خود پول برداریم و به نانوایی ببریم....

پی نوشت عاشقانه: هر قدر که از فوتبال و فوتبالیستهای بیت المال حرام کن، مرفه بی درد، بی ادب و حاشیه ساز متنفرم، عاشق والیبالیستهای خوشتیپ و با مرام و کار درستمان با آن مربی شیکشان هستم. آقای "نادی" کاپیتان خوشتیپ و خوش صدا و با ادب تیم ملی و مربی عزیزم "ولاسکو"، خیلی دوستتون دارم. اشکالی نداره اگر المپیکی نشدین فدای سرتون. اشکال نداره کسی به استقبالتون نیومد. عوضش مرامتونو عشقه. اگر نمی گفتم عقده میشد به مولا....

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

ای وای منم عشق طلام تووبلاگمم نوشتم بروهمون سرویس طلا روبخر بعدش بفروشش وباسودش نون سنگک تهیه کن

الهه(خدابانو)

من كلا عاشق زيور الاتم ... اونجا را خوشم اومد كه گفتي نان سنگك اوبزان كنيم به خودمان [دست]

گلسا

سلام مستانه جانم... پوست من هم به جز طلا از فلزات دیگر خوشش نمی آید [نیشخند] ولی راستش خودم زیاد علاقه ای به خریدن و استفاده از اون ندارم [خرخون][مغرور] بیشتر طلای سبک رو میپسندم برای استفاده ی دائمی و اگه قرار باشه مجلس رسمی برم کلا ترجیح میدم که طلا و امثالهم رو از هیچ نوعیش نندازم [چشمک] قیمت نان سنگک رو خوب گفتی [زبان] اون روزی که اتفاقا20:30رو دیدم و گفت که سنگک 600 شده من توی تابناک خونده بودم که 750 شده(اگه اشتباه نکنم)...فکر کن!یعنی هرکسی یه خبری میداد [تعجب][عینک] بهار زندانی! [خنده][دست] فوتبال ایران که واقعا تاسف باره ولی مال خیلی از کشورها قشنگه بازیشون مثل اسپانیا و آلمان...ولی واقعا کاش که در کل به باقی ورزشها هم مثل فوتبال بها میدادن ورزشهایی مثل بسکت یا بدمینتون و شنا و صد البته والیبال که بچه هاش بارها قهرمان شدن [پلک]

آسو پاس

سلام کاش دلال معابی و نان به نرخ روز خوری جای خود را در این روزگار به تولید و کار و همیت می داد ... ببخشید مقصود شما نیستید صحبت از همان هائی است که سرویس قبل از عید را به شما گران داده اند و امروز آنرا ارزان کرده اند ... 13 هم نحس نیست ! راستش را بخواهید برای من که عدد شانس بوده و هست ... دوستش دارم ... نحس افکار پوسیده ما جماعت است که جرات تغییر دادنش را نداریم ... زیاده گوئی من را ببخشید ... شاد باشید ... یا حق

مربا

چرا خانمها انقدر از طلا خریدن لذت میبرن؟ اونوقت من هیچوقت این حس و تجربه نکردم ؟[نیشخند] ایشالا یه سرویس بخری کلی سود کنی بیشتر از پیش خوشحال بشی

محمد Mohammad

سلام خوبی دوست خوبم؟ امیدوارم همیشه خوب و سر زنده باشی ولو اینکه دنیا جای مبارزه و زنده ماندنه از اینکه قبلا هم بهم سرزدی تشکر میکنم من آپیدم خواستم از این طریق خبرت کرده باشم تا بیائی و منو با نظراتت خوشحال کنی شادابی از آن توست[گل][ماچ]

.

ولاسکو یه دو سه نفرو دحوت نکرد ازش عصبانیم [عصبانی] اما ماهم از خوشتیپ های با مرام متشکریم بخصوص از خود ولاسکو که بهترین نتایج رو گرفته آخه کی گفته استرالیا جزوه آسیاس [عصبانی] راستی تو این دوره زمونه به قول دوستان باید به ریال در بیاوریم و به دولار خرج کنیم تازه بگوییم ای خدا مردم از خوشی حالا رنگشم ندیدیما

شوهرجان

سلام دلمان خوش است که مینویسم و دیگــران می خـواننــد و عــده ای می گـوینــد آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند و بعضــی مـی خنــدنـد دلمــان خـوش اســت به لــذت هــای کــوتـاه به دروغ هــایی که از راســت بـودن قشنــگ تـرند به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند یـا کســی عاشقمــان شــود با شــاخه گلی دل می بنــدیـم دلمــان خـوش می شــود به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم و چــه ســــاده می شـکــنیم همــــه چیـــز را... عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی می کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت ... خيلي وقت بود اينجا نيومده بودم. بد عادت شده بودم. شايد بايد باز هم بيشتر بيام و شايد هم كمتر! به هرحال كوتاه ميگم كه آپم و منتظرتون...

ناهید

واقعاً چه قدر خوب که یکی پیدا شد در موردِ فوتبالیستا درست فکر کنه! :)