به خاطر یکساعت

کاش همانطوری که امشب زمان به عقب برمیگردد من به ده سال قبل برمیگشتم و آه خدای من چه کارها که نمیکردم؛ چه چیزهایی داشتم و قدرشان راندانستم؛ چه تصمیمات احمقانه ای که نگرفتم و چطورخود را درگیر خود بیخود خود نمودم؛ برای رسیدن به کجا و چه هنوز نمیدانم؛ گاه این حماقت انسانهاست که میگوید فردا روز بهتریست خداحافظ امروز؛ پی نوشت: کاش میتوانستم مگس های وراج مغزم را حسابی تارومار کنم تا اندکی آرام شود؛

/ 3 نظر / 15 بازدید
فاطمه

تازه دیگه به ماهم سرنمی زنی

محسن

سلام خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم دلتنگ شده بودم واسه اینجا شما هم که دیگه کلا فراموش کردید من رو خوندم مطالبتون رو تو این چند وقت امان از این حشرات موذی ذهن

شاعر شنیدنی ست

وای فکر کن میشد ده سال به عقب برگشت!!!! من کلا زندگیم عوض می شد اصن یه وعضضضضضی!!!! حیف که همش کاش و کاشکیه! ب روزم