مرخصی

سیم هایش را از برق کشیدم. به رویش دست کشیدم. حسابی داغ کرده بود. خاموشش کردم. حیف که نمی شود داخلش را ببینم. اگر می شد، حتما می دیدم چند تا از سیمهایش آب شده و به بقیه چسبیده است. باید حسابی استراحت داد به این مغزی که ازش چیزی نمانده است.

برای مدتی فکر نمی شود، آپ نمی شود، اصلا هیچ کاری نمی شود.....

/ 5 نظر / 16 بازدید
سجاد

فكر كردم منظورت جارو برقيه![لبخند] سر بزن ضرر كردي به جهنم؛ غرامت مي دم!

آمفوتریسین بی

خوش به حالت که می تونی بهش استراحت بدی.... مغز من که بیچاره حالا حالا وقت نفس کشیدن نمی تونم بدم بهش[ناراحت] ولی یه وقتایی بوی سوختگی از پس کله ام می شنوم [چشمک]

مهدی

استراحت؟ بجان خودم این کرمه!!! یه جوریه که سه روز بعد میای از خودت معذرتخواهی می کنی و روز از نو روزی از نو... شادمان باش و مانا....

فاطمه

چی کارمی کنی مگههه؟ همش مساله حل می کنی؟

سمیرا

گاهی اینطوری میشود دیگه چاره ای نیست