فرار عقل ها

دکتر مرد میانسال و خوش برخوردی بود. با مهربانی مرا دعوت به نشستن کرد. آمپول را که وارد دهانم کرد و محتویاتش را وارد لثه نمود، تمام جانم به تکاپو افتاد. گُر گرفتم. تپش قلبم زیاد شد. فشارم افت کرد و حس کردم چشمانم سیاهی می رود. مدتی بیرون نشستم که خوب بی حس شود. دوباره نوبتم شد به داخل بروم. تصورم از جراحی عقل چیز دیگری بود. اما در چشم به هم زدنی دهانم به اندازه یک کروکودیل باز شد (حتی لحظه ای حس کردم لبم از گوشه سمت راست در حال چاک خوردن است) و بعد تمام. دندان عزیزم که 10 سالی را در خوشی و ناخوشی، در عزا و عروسی، در نان و پنیر و چلو و شیشلیک ، با هم سر کرده بودیم دیگر نبود. حتی نشد برای آخرین بار ببینمش. یعنی راستش را بخواهید دیگر رویم نشد از دکتر بخواهم، دندانم را به من بدهد. هیچ، آمدم بیرون با یک گاز با طعم خون در دهانم.

یادش به خیر! چقدر سرت غُر زدم که اصلا خوب مسواک نمی شوی، از بس خجالتی بودی که برای مسواک زدنت باید مسواک را هنرمندانه زیر لثه می چرخاندم تا تمیزت میکردم. چه دندان قروچه هایی که در حین عصبانیت بر سرت فرود نیامد. اما از حق هم نگذریم، تو هم چند بار گوشه لپم را چنان گاز گرفتی که از خوردن بقیه خوراکم پشیمان شدم.

درهر صورت دلم برایت تنگ می شود. تورا نمیدانم. شاید حتی خوشحالی که از دهان یک غرُغروی ......(بقیه اش را اگر می  خواهی خودت بگو)، بیرون جسته ای.

/ 8 نظر / 22 بازدید
فاطمه

منم وقتی 17سالم بود جراحیش کردم.بهم گفته بودن باید بیای هرهفته یکیشونو جراحی کنی تا هر4تاشو برداریم. ولی همون اولی انقد. خونریزی کرد که دیگه هرگز نرفتم ولی دکتره دندونمو نشونم داد.خیلی قشنگ وسفید بود. فک کنم سالم ترین دندونم همون بود! فقدان دندانتان تسلیت باد!

زری

انشاا... دیگه همچین جدایی هایی براتون پیش نیاد. بیشتر مراقب باشید

گاندلف

چقدر جیف شد... کاش از دکتر میگرفتیش.... اونوقت حالا تمام حرف های او را هم اینجا داشتیم...[نیشخند]

گاندلف

چقدر جیف شد... کاش از دکتر میگرفتیش.... اونوقت حالا تمام حرف های او را هم اینجا داشتیم...[نیشخند]

کوتلاس

دهان غرغرو هم دندان میخواد بالاخره... هر کاریش بکنی همینه.

مهدی

به دندونت تبریک میگم که از شر شمای غرغرو راحت شده..... به ششلیکها تبریک میگم که الان دیگه نمی تونی به خوبی قبل به عقل بکشی شون ! (بجای به نیش کشیدن.) به مسواکتم تبریک میگم که از رفتن به اون ته مها راحت شد. خودتم که هیچی....

شاعر شنیدنی ست

چند وقت پیش رفتم دندانپزشکی جهت سرویس نمودن دهان! دکتر گفت یکی از دندانها شیریست! باورت می شود؟باورم نشد! من ارباب خوبی نیستم دندانهایم را تا آخرین رمقشان نگه میدارم و ازشان کار می کشم وشکنجه می شوند طفلک ها! دندانپزشک گفت یکیشان از ریشه پوسیده باید فکری برایش کرد!