کرم های شبتاب

مدتی است دلم برای همه تنگ می شود دوست دارم همه را ببینم ولی با کسی حرفی نزنم.دوست دارم با نگاهی تمام دنیا را از آن خود کنم.دلم سخت برای کرم های شبتاب تنگ شده.راستی تا به حال دیده ای چقدر مغرور اما فروتن در مقابل مهتاب شبهای ساحل فخر فروشی می کند؟تا به حال با روشنایی یک شب تاب کل شب به جهان خیره شده ای؟جهان کودکی ام زیباترین جهان بود زیرا نور شبتاب کنار ساحل تمام دنیا را برایم روشن می کرد.دیگر از تاریکی هراسی نداشتم حتی اگر من و شبتاب تنهاترین های دنیا می بودیم حس تنهایی نداشتیم.آخ که چقدر دلم برای ساحل و شبتاب تنگ شده....

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
سیب پزشکی

زندگیتان تابناک باشد، بی نیاز از هر حس غریب و روشن با نور درون

محسن

سلام ممنون و خوشحالم که دوباره شروع کردید به نوشتن

شیرین و فرهاد

قاصدک... ابرک خیال تنهایی من سوار بر نسیم اسمان رویایم در تب و تاب رسیدن به دشت سکوت ادمک درونم را به اواز تنهایی تصنیف عشق را مشق داد...

سهیل

سلام چه عجب غیبت کبری تموم شد خوشحالم دوباره برگشتی