آدمک

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد،

شوخی کاغذی ماست ، بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی،

کل دنیا سراب است، بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی،

به خدا مثل تو تنهاست، بخند.....

گاهی وقتها با یک چنین شعری آدم یادش می افته هیچ چیز ارزش غم رو نداره. این شعر رو خیلی وقته دارمش اما در پیچ و خم کوچه های زندگی از ذهنم میره. خوبه وقتی دلمون می گیره از این دست شعرها یا جمله ها داشته باشیم و یک بار بخونیمشون...

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مترسان ز آتشم

خوشحالم که مشکل قالبت بر طرف شد ... دوستت دارم بیشتر از اونی که بتونم بیان کنم ... [قلب][ماچ] برای کشف سرزمین های جدید باید اراده دور شدن از ساحل را داشته باشیم ...[گل]

زندگی جاریست...

سلام شعر قشگیه راستی من متوجه اون جمله ای که برام کامنت گذاشتین نشدم. ترجمه کنین پلیز[زبان]

فرزانه حقیقت

تنهایی خدا اگرچه به اندازه ی خود خداییش بزرگه اما دل من کوچیکه و بی تاب... به خدا من خدا نیستم که تاب این همه تنهایی روی دوشم باشه!

شاعرشنیدنی ست

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز رهم خدا هست او جانشین همه نداشتن های من است سلام دوستم با پستت یاد این جمله دکتر شریعتی افتادم مرسی شعر خوبی انتخاب کردی

rambamaram

تنها یک قدرت است قدرت خدا, پس دلتنگی وجود ندارد زندگی مبارزه میان عاطفه و عقل است

محسن

سلام این شعر از کی بود به نظرم خیلی آشناست یا یه جایی خوندم و یا شنیدم خیلی چسبید