حاجی بابا اصفهانی

برای تعطیلات بین ترم کاری نداشتم برای همین تصمیم گرفتم کتابی بخونم که هم درمورد اصفهان باشه و هم من رو سرگرم کنه.این شد که کتاب حاجی بابا اصفهانی رو به قلم جیمز موریه خونم و چند وقت قبل تمومش کردم.پیشنهاد میکنم شما هم اگر وقت کردید بخونیدش.کتاب حجم زیادی داره (حدود 600صفحه)اما اصلا خسته کننده نیست.

توی این کتاب اطلاعاتی در مورد ایران زمان شاهان قاجار میده اون اوایل قاجاریه که هنوز انگلستان حواسش به ایران نبوده.بیشتر از همه توی این کتاب ماجرای طبیبی فرنگی که اومده بوده ایران و موردم رو با شربت و قرص و واکسن درمان میکرده برام جالب بود .این طبیب وقتی میتونه شاه رو به خوبی با یک قرص درمان کنه موجب حسادت حکیم دربار میشه و کمر به براندازی این طبیب میکنه.حکیم ایرانی همه رو طبق کتاب های سنتی بوعلی سینا و ....درمان میکرده و فقط بنا به هر طبع گرم و سرد عمل میکرده و کاملا به خرافات اعتقاد داشته.وقتی میبینه این طبیب فرنگی به راحتی میتونه همه رو درمان کنه و شهرت زیادی به دست بیاره سعی میکنه جاسوسوی بفرسته تا بفهمه اون قرص چیه.اما از آنجا که در بین انسانهای روی کره زمین کسی به اندازه ما ایرانی ها در در اختیار گذاشتن اطلاعات خسیس نیستیم و همین هم عامل غقب مونگی ما هست این طبیب نه تنها حاضر میشه بگه اون قرصه چیه که حتی حاضر میشه برای همه طبیب های ایرانی هم کلاس برای یادگیریشون بگذاره...اما اون طبیب ایرانی با کارهایی که میکنه زیراب این طبیب رو میزنه و از دربار میندازتش بیرون....

توی دانشگاهها بیشتر این موضوع نمود داره که هیچ استادی حاضر نیست بگه من اطلاعاتم ضعیفه یا اینکه اگر دانشجوش میخواد دکتری بخونه و اون استاد هم ارشد باشه طوری برای دانشجو مشکل درست میکنه که خود دانشجو نفهمه از کجا خورده.

به جای کمک به هم هرکسی در فکر جمع کردن درآمد بیشتر با کار کمتر هست.کم فروشی در کار در ادارات دولتی از مشکلات اصلیه و هنوز قابل حل نیست... 

/ 5 نظر / 7 بازدید
امیر

سلام مستانه عزیز[گل] کاملا با حرفهات در مورد استادا و سنگ انداختنهاسون جلو پای دانشجوهای ارشد موافقم[قهر]چه میشه کرد،کار مملکت ما از این حرفها گذشته[افسوس] راستی ممنون که همیشه به یادم هستی[چشمک][گل] من خودم یکی از مردایی هستم که طرفدار حقوق زنهام و دلیل اصلی گذاشتن این مطلب تو وبلاگمم همین بود که قدر خانومها رو بیشتر باید دونست[چشمک][گل][گل][گل]

حامد

سلام. من عاشق اینجور کتابام. تو دوره ما هم از این آدما که تا میبینن یکی داره از خودشون بالاتر میره سعی میکنن بکشنش پایین زیاده. متاسفانه یکی از اونا هم دور و بر من هست... بگذریم تا میبینه پیشرفت علمی من بیشتر شده و خودش داره درجا میزنه پیش یکی دو نفر غیبتم رو میکنه تا پایینم بکشه. و البته خوشبختانه کاملا تابلوئه که از قصده این کارش و کسی بهش توجه نمیکنه.

پزشک78

در موردش زیاد شنیدم...برم ببینم میشه انلاین ازش گیر آورد یا نه....ارزونتر در میاد اینجوری :)

pk

سلام ممنونم که همیشه به یاد منی کتاب های جالبی می خونی منم آخرین کتابی که خوندم کم و بیش در مورد اصفهان بود نوشته جمال زاده بود دعا می کنم دکترات رو اصفهان قبول شی چون می دونم چقدر دوستش داری....[گل][گل][خنده][خداحافظ]

الناز

از استادهای عقده ای نگو که دلم خون ه .......... در مورد پیشنهدات هم سعی می کنم بخونمش[چشمک]