بانوی من

با دانشجوهام بودن حس خوبی بهم میده. من رو یاد دوران دانشجویی خودم می اندازه. زمانی که ورودی های خودمون رو می شمردم و ضربدر تعداد دانشگاههای کشور می کردم و می دیدم یک عدد بزرگی شده. بعد غصه می خوردم که این همه آدم کجا باید کار کنن. الان که 4 سال از دوره کارشناسیم گذشته و کمابیش از بچه های کلاسمون خبر دارم هر کدوم به فراخور خط فکری و علاقه جایی مشغولن. بعضی ها هم که عطا رو به لقاش بخشیدند و خانه دار شدن. چیزی که حسرت خیلی از دخترای امروزی شده. شوهر پولدار کردن تا اینکه مجبور نباشی به خاطر خرج زندگیت صبح تا شب (چه بسا شب تا صبح توی شغل ما) جون بکنی! یادم میاد زمان مامان هامون هر کی خانه دار نبود و شاغل بود به خانم های دیگه فخر می فروخت. اما اون برای قدیم ها بود. الان خانه داری یعنی بانوی من...خانم خونه و ....

البته من کار کردن بیرون از خونه رو مثل نفس کشیدن دوست دارم. موندن توی خونه بهم حس اضافی بودن توی دنیا دست میده. خدارو شکر کارم رو خیلی دوست دارم. فقط تلاش زیاد هم میخواد که من الان در حس تنبلی به سر می برم و اگه دیر بجنبم همکارام از من پیشی خواهند گرفت و من می مانم و حوضم.....

/ 7 نظر / 9 بازدید
ramin

سلام دوست عزیز روز زن رو بهتون تبریک میگم اون شعر مخاطب خاصی نداره عزیز [گل]

سایه

اتفاقا منم موندم و حوضم[چشمک]

سهیل

سلام رفتم شمال دفتر خونه زدم دیگه تهران نیستم

محسن

سلام بعد از مدتها به وبلاگ ما اومدید و منور کردین باهاتون کاملا موافقم که عشق واقعی رو حافظ و امثالهم به غنیمت بردن به قول بعضیا کد بانو یعنی بوی قرمه سبزی و پیاز داغ و یه دستمال روی سر و جارو به دست در کنارشون درد کمر و آرتروز و سر دردر و ... متاسفانه تو جامعه ما برای خانهایی که دارند هم اندازه یک مرد بلکه بیشتر زحمت میکشند و کار میکنند ارزش قائل نیستند تازه انگهای مختلف رو هم بهشون میچسبونن بانو از نظر من همه خانمهای ایرانی هستند که تو سخت ترین شرایط هم کار منزل میکنند و هم نان آور یه خانواده اند امیدوارم تا قبل سال نو باز هم یه سری به ما بزنید راستی مورچه های برقی حالشون چطوره؟

مصطفا

سلام. ممنون که به وبلاگم سر زدید. امیدوارم همیشه موفق باشید

ته نشین کلاس

دانشجویی هم دورانی بود واسه خودش ولی بیکاریم دنیای دیگه ایه!!