همان حرف های تکراری

به مدد روزهای انتخابات کلاسهای دانشگاه زودتر از موعد تمام می شوند و برای من که روزهای هفته ام به 3 روز 2 روزه و یک روز دیگر تقسیم می شوند فرصت مناسبی برای پیدا کردن خودم است. این ایام برای من فقط در راه گذشت و حس دل کندن از والدین در یک شهر، شریک زندگی ام در شهر دیگر و ورود با دلتنگی به شهر محل کارم را به دفعات تجربه کردم. نظریه نسبیت هم برای من واقعا معنی پیدا کرد. 3 روز در محل کار به کندی یک قرن می گذشت و 4 روز دیگر به سرعت نور. اینجا بود که دعا می کردم هفته 10 روزه بود تا من در این دور تسلسل دچار سرگیجه نشوم.

نمی دانم این شرایط روحی فقط برای من است یا بقیه هم چنین هستند. امید به بهبود ندارم. از اینکه شرایط تغییر نکند و ما در اوضاع نابسامانتر از اکنونمان خفه شویم، نگرانم. از اینکه دیگر حتی نتوانیم تاکسی سوار شویم از بس کرایه ها گرانتر می شود می ترسم. دیروز کرایه رفت با تاکسی ون به مقصدی که من باید می رفتم 800 تومان بود، کرایه برگشت (که 2 ساعت بعد آن بود) 1100 تومان شد.  چه کسی باید پاسخگو باشد؟ اینقدر افزایش نرخ؟ در حالیکه هنوز افزایش حقوق ما اعمال نشده است.

برای خرید چند قلم لوازم و وسیله کوچک آشپزخانه در یک روز 350 هزار تومان پول خرج شد. آن هم در مرکز خرید و فروش (بازار تهران) که قیمتها نسبت به بقیه جاها مناسبتر است. هنوز خرید های بزرگتر مانده و بماند که هر روز، قیمت اجناس سیر صعودی پیدا می کند. آیا واقعا این حق ماست از زندگی در ایران؟

در کلاس زبان، استاد سوالی به انگلیسی مطرح کرد و خواست در بحث شرکت کنیم تا در حرف زدن پیشرفت کنیم. سوالش این بود که به نظر شما امروزه جوانان ما به چه فکر می کنند؟ یکی از بچه های اهل میدان پیروزی تهران که شدیدا هم با چادر خود را می پوشاند و در جلسه های مداحی مداحان حسین پارتی حضور مستمر دارد، گفت: جوانان ما فقط به قر و فرخودشان فکر می کنند. تهاجم فرهنگی جوانان ما را بی خود و بی ارزش کرده!!!!!! بچه ها همه یکصدا به او اعتراض کردند که مسائل مهمتری هست از جمله بیکاری، مسکن، فقر، گرانی. این چه حرف مسخره ای است که تو می زنی....

این است قصه زندگی در ایران. چاره ای نیست. باید یک ماه دیگر صبر کرد.

/ 5 نظر / 12 بازدید
مريم

يه مسئله مهم اينه كه خيلي هامون اصلا بلد نيستيم خوب دفاع كنيم! از جمله هاي تكراري و كم مفهوم استفاده ميكنيم! اينجاست كه بيكاري و گراني از خدا و مرگ و... مهمتر ميشه! نه اينكه اينا مشكل نباشه اما چه ربطي به دين داره؟ اين مسائل جزء مسئوليت هاي دولته كه اونم از مردم پرادعا و هيچ كاره و تنبل و بي مسئوليت ايران تشكيل شده! حسين پارتي!؟ واقعا متاسفم[ناراحت]

ربولي حسن كور

سلام شرمنده قر و فر به انگليسي چي ميشه؟ خودمونيم منتظر بودم بگين چنين دختري گفت به يه چيزهائي فكر ميكنه كه ما اصلا فكرشو هم نمي كرديم!

شاعر شنیدنی ست

فکر می کنی یک ماه دیگر چه پستی بنویسی؟ به معجزه اعتقاد داری یا توکل بر خدا کردی که منتظر یک ماه دیگری دوستم؟البته قبول دارم دردی که مرا نکشد قوی ترم می کند اما نمی دانم دردی که زجرکشمان کند چه خواهد شد!!!! در هر حال که چشممان آب نمی خورد از این جماعت آبی برای این ملت گرم شود! به روزم

محسن

سلام فکر نمیکنم نه یک ماه و نه صد ماه دیگر هم تفاقی بیافتد خسته شدیم و خسته مان کردند ولی کو یک همقدم همصدا و هم زبان از تیر 78 تا خرداد 88 بعد یک صدا یک سرکوب و.... کاش اینبار زلزله مان ویران کند استبداد را

محسن

نظر قبلی از من بود اگه نام من ثبت نشده عذر خواهی میکنم زحمت درست کردنش با شما