هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

وطن فروش ناکام

امتحانم رو دادم.وقتی  سوالات رو دیدم با خودم گفتم کاش امسال به جای بلندپروازی و دنبال کردن قضیه ی سفر به بلاد کفر!!! یک کم درس می خوندم . پارسال با اینکه حین تحصیل بودم و کلی شیفت توی بیمارستان برای پر کردن امار زایمانی داشتم تونستم توی امتحان ارشد مجاز بشم اما ١٢ نفر بیشتر نمیگرفتن و ما پشت در موندیم.این قضیه ی امار برای بچه های مامایی دیگه داره بی فکری مسئولین رو نشون میده.باید برای فارغ التحصیلی ٨٠ زایمان گرفته بشه.در صورتی که بیمارستان دانشگاه ما در یک شیفت ٧ دانشجوی مامایی ٢ تا اینترن و ١تا ٢ رزیدنت زنان داشت و هر کدوم باید امار خودشونو پر می کردن .رزیدنت ها هم که همینطوری از ماماها متنفرن سر قضیه ی امار پوست سر مارو کندن و باعث شدن ٣ماه بعد از تموم شدن ترم توی بیمارستان پادویی اونهارو بکنیم تا بتونیم یک زایمان بگیریم.ما که با ترفند های مختلف از زیر این کار در رفتیم بقیه رو نمیدونم. اما این قضیه ی ادامه تحصیل و کار توی یک کشور اروپایی که الان چند وقته به من پیشنهاد شده بد جوری دلم رو هوایی کرده .من نمیدونم چی به این کشور میرسه که رایگان اجازه ی درس خوندن و  کار مامایی توی بهترین بیمارستانهاشون و با حقوق برابر با مردم کشور خودشون رو  میدن!!!!واقعا موندم چی کار کنم.اینجا برای طرح اسم نوشتم با اینکه اختیاریه اما میخوام برم اما میگن تا ٣سال دیگه نوبتت میشه .ادم کشورشو دوست داشته باشه یا اروپا؟

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧