هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

در استقبال بهار

افراد مختلف در خانه تکانی چه چیزهایی از کمدشان  بیرون می آید؟؟؟؟؟

-اول ماماها(به افتخار خودم):سواپ استریل!،اسپکولوم،برگه های ولادت،شاید هم بچه...

-مهندسان برق:دیود نوری،مقاومت یک کیلو اهمی،فاز متر،کابل فشارقوی،شاید هم تیربرق

مهندسان عمران و معماری و...:بیل،شاقول،میر،شاید هم یک کارگر بینوا که حقوقشو هنوز از مهندس نگرفته

معلمان:ورقه های امتحانی بچه هایی که سالها قبل شاگردشون بودند و زیرش التماس دعا نوشتند،کادوهای روز معلم،شاید هم فیش اولین حقوقش که باهاش الان نان هم توی تهران نمیشه خرید.

پلیس ها:برگ های جریمه،عکس متهمین تحت تعقیب که خودشون هم می بینند می ترسند و زیر کمد قایم کردند،باتوم،سپر و....

وکلا:کتاب قانون بی قانونی،کتاب آیا راهی هست؟،شاید هم خود متهم...

دولتیان:نامه های رسیده از مردم در سفر استانی که در شب چهارشنبه سوری آقازاده ها از آن به عنوان ابزار آتش استفاده کرده اند،عکس افرادی که باید با آنها تصفیه حساب شود، شاید هم سند زمین های باز پس گرفته شده از زمین خواری ها...

شما هم اگر خواستید در اضافه کردن افراد به این لیست شریک شوید بسم الله...

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

شعر از: فریدون مشیری

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها : خانه تکانی ، عید