هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

تهران

 

بالاخره امتحانات هم تمام شد و وارد ترمی شدیم که فقط پایان نامه هست.خداییش این یک سال و نیم خیلی سخت بود.اماطبق معمول این نیز گذشت.پروپوزالم قبل از تعطیلات تصویب شد اما با اصلاحیه.اما نمی دونم چرا هر چیزی رو من بخوام بدست بیارم باید سختی بکشم.سر قضیه پروپوزال من از همه بد شانس تر بودم و چند بار عنوان و همه مراحل کارم رد شد.

تازگی ها که نه خیلی وقته با این موضوع بدجوری سروکله می زنم که واقعاً با تلاش می شه چیزی رو بدست آورد یا اینکه قسمت و حکمت هم هست.اما هرچی می گذره کمتر می تونم به جواب سوالام برسم.

حالا بی خیال کتابی درمورد تهران می خوندم که توش نوشته بود مردم تهران قدیم که روستایی بیش نبوده در خانه هایی زندگی می کردند که از دور مثل سوراخ هایی در دل کوه دیده می شد و کسی از بیگانگان به دلیل آشناییتی که این افراد باهم داشتند نمی توانستند وارد شهر شوند .مردم تهران ابداً به حاکم و پادشاه خراج نمی دادند و برای خود حکومتی خودمختار داشتند و به همین دلایل بود که تا زمان آغا محمد خان قاجار کسی به تهران به دید پایتخت نگاه نمی کرد.

خودمانیم این مردم تهران ( که البته الان کشور ایران در تهران هستند) خوب توانسته اند راه اجداد خود را پیش بگیرند......

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها : تهران ، پروپوزال