هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

خدا با کیه....

بالاخره سال 88 هم آمد و یک سال دیگه پیرتر شدیم.بهار و تابستون از فصولی هستند که توی اونها حالم زیاد  خوش نیست.هنوز هم دلیل این موضوع رو کشف نکردم.برعکس همه که از آفتاب انرژی میگیرند من از روزهای بدون آفتاب لذت میبرم.

بیخیال .شاید اکثریت ملت ایران سریال یوسف رو میبینند و طرفدار پر و پا قرص اون هستند .تقریباً همه به خاطر سرنوشت زلیخا مشتاق هستند ببینند چی میشه.وقتی یوسف زن گرفت همه گفتند سر زا میره بعد یوسف میره زلیخا رو میگیره.وقتی بچه به دنیا آمد همه گفتند سر بچه دوم این اتفاق می افته.اما با کمال تعجب این اتفاق نیافتاد.تا این قسمت که باز هم همسر اول فداکاری میکنه و برای خودش دو دستی یک هوو توی سرش خراب میکنه.کاری ندارم اصل داستان درسته یا نه و اینکه آیا در واقعیت هم چنین اتفاقی رخ داده یا نه اما این رو هم نباید از نظر دور نگه داریم که مردان ایران مخصوصاً انهایی که پست و مقامی دارند و میتونند از نفوذ خودشون استفاده کنند از هر موقعیتی استفاده میکنند تا این قضیه تاهل دوباره یا به قول معروف ازدواج مجدد رو خیلی عادی و خداپسندانه و حق مسلم خودشون جلوه بدند.این لوایح حمایت از حقوق خانواده نیز که اخرین تلاش انها برای قانونی کردن این مساله بود و عده ای از زنان مشتاق بهشت رفتن به خاطر تبعیت بی چون و چرا از مردان هم از این لایحه به تمام معنا دفاع کردند ،نشون میده که این قضیه قراره خیلی عادی به نظر برسه و کسی حق اعتراض نداره.من کاری ندارم که این مساله تا چه اندازه برای خانواده حمایت آوره  اما این رو خوب میدونم که زنها هرچقدر هم فرشته باشند حضور کس دیگری توی زندگیشون رو طاقت نمیارند و همیشه نفرت به این مساله در خونشون هست .زنها احساساتشون واقعا در این قضیه جریحه دار میشه و نمیتونن تحمل کنند.گاهی وقتها فکر میکنم که خدا هم مرد هست .چون وقتی قرآن رو میخونی کلی از مردها طرفداری کرده و زنها رو شهروند درجه دو به حساب آورده.انگار زنها آفریده شدند که مردان به آمال و آرزوهاشون برسند و زنها فقط با اجازه اونها حتی به بهشت راه می یابند البته اگر بهشت زنها هم مثل مسجد طرف خانم ها کوچکترو کثیف تر و تاریکتر از مردها نباشه. !!!! توی این فیلم هم نمیدونم گناه همسر اول یوسف چیه که برای ایمان آوردن یک گناهکار باید هوو داشته باشه و آیا این با خصوصیات یک زن حتی اگر همسر پیامبر هم باشه سازگاره که زن دیگری رو با خودش در یک خانه بپذیره.چه بسا در داستان حضرت ابراهیم هم که ساره از آوردن هاجر پشیمون شد طوری داستان روایت میشه که همه بگن لعنت بر ساره که به هاجر حسادت کرد و دوست نداشت اون بیاد توی زندگی حضرت ابراهیم و تا امروز همه برای هاجر احترام فوق العاده ای قائل هستند اما ساره یک شخصیت منفی اگر نباشه حد اقل خاکستریه...

هر فیلمی هم نگاه میکنی زن دوم رو بیگناه تر از همه نشون میده و نامادری رو یکی بهتر از مادر.....

خیلی دلم میخواد ایران هم مثل چین نسبت زن به مرد یک به پنج بشه تا این وفور نعمت هوس تنوع به سر مردها نندازه.یک حدیث از پیامبر میخوندم که چند دعا در حق یک ملت کردند و یکی از اون دعا ها این بود که زنهای هر قوم کمترین افراد آن قوم باشند.شاید ایشون هم به این مساله پی برده بودند گرچه اکثر دلیل این آقایان تبعیت از سیرت محمدی است و سنت پیامبری......

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸