هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

یک غریق

غروب

دوست داری تورا چه نامم.اوکه من است یا او که با من است.تورا من مینامم.من عزیزم با تو کنار ساحلی پر از غوغای ارامش نشسته بودم و به دریای تلاطم حسادت دیگران مینگریستم .انقدر غرق در ارامش بودم که حتی خیس شدن پاهایم را نفهمیدم .انقدر با من بودن را دوست داشتم که همه وجودت با من بود و جدا شدنت را حس نکردم.

خلاصه انقدر با من بودن ارامش داشت که حتی هنوز هم نمیتوانم باور کنم به همین ارامی مدتهاست بی تو یا من غرق غرق غرق هستم.

هنوز به یادت هستم من عزیزم........

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧
تگ ها : یاد ، ارامش