هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

بگم؟

هر دم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد. مرضیه خانم هم راهی مکان اصلی خود شد. هیچ کدامشان گلی به سرمان نزدند، اما این واقعه نشان داد از کسی که با تقلب  روی کار آید، در جلسات خود یک صندلی خالی قرار دهد و بگوید او در جلسات من شرکت می کند، از کسی که از سفر هاله نور برگردد و کسی که اکثر تحصیل کرده ها و نخبگان او را فقط یک کارگر ساده شهرداری می بینند، ببیشتر از این هم نمی شود انتظار داشت.

بگم بگم ها کی می خواهد آغاز شود؟ بی صبرانه منتظر این باغ پر گل هستیم. از اعتماد ما دیگر چیزی نمانده است. هرچه مانده است دیوار لرزان ترس از آینده این روزگارمان است.

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ دی ۱۳٩۱
تگ ها : اجتماعی