هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

باز آمد

همیشه از آغاز متنفر بودم. بهار، شنبه، مهر... آهنگ بوی ماه مهر را که تلویزیون پخش می کرد، اینقدر به کلمه ماه مهر حساسیت پیدا کرده بودم که دلم می خواست مدرسه ها از آبان باز می شد یا حتی شهریور. مدرسه می رفتیم یا حتی در زمان دانشگاه هم حس می کردم این معلمان و اساتیدمان هیچ احساساتی ندارند. از ته دل آرزومند شروع کلاسها و چزاندن ما هستند. اما اکنون که من در وادی درس دادن افتاده ام می بینم که شاید شوق و ذوق شاگردانم برای آمدن به دانشگاه بیشتر از من باشد. شاید آنها از خانه ماندن و زیر نظر والدین روزگار گذراندن و یکنواختی خسته شدند. بیایند دانشگاه با دوستانشان به گردش و تفریح و جوانی کردن و شیطانی کردن بگذرانند در کنارش هم آخر ترم لای جزوه و کتابهای نو و تازه شان را باز کنند.

اصلا از ماه مهر و آغاز آن خوشم نیامده. الان هم که بدجور بویش در ذوق می زند. اما از بهار بگویم که دیگر از آن متنفر نیستم. خودت بهتر میدانی که چقدر چشم انتظارش هستم...

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱