هشت الهفت

همه چیز یک جور هشت الهفت است مثل این مطالب

کلینیک ترک اعتیاد

بنده اعتراف می کنم که خیلی زود معتاد می شوم اما از آن طرف بسیار زود هم می توانم ترک کنم. نمونه اش همین پیامک زدن. مدتی مدید بود که سراغ گوشی خود می رفتم و کل دفترچه تلفن را از بالا به پایین مرور می نمودم و گرد و غبار بر رویشان نشسته را با ارسال پیامکی و چه بسا پیامک های سریالی، می زدودم. طوری شد که بهای پیامک هایم رتبه بسیار بالاتری نسبت به بهای مکالماتم یافت. از آنجایی که ما میانه خوبی با شرکت مخابرات نداریم و دوست هم نداریم آب در آسیاب آنها بریزیم تصمیم گرفتیم این عادت بینهایت زشت و دشمن شاد کن را از سر خود برداریم. آنجا بود که دست به دامان چینی های چشم بادامی شدیم. گوشی چینی زهوار دررفته ای را که کنج خانه، خاک ایران را مفت و مجانی می خورد، برداشتیم و سیم کارتمان را در آن جاساز نمودیم. یک جا این چینی های شکستنی و فکسنی به درد خوردند! چرا؟؟؟ هه هه هه... به این خاطر که با این گوشی پیامک نوشتن همانقدر سخت است که برگزاری انتخابات آزاد و سالم در ایران. این شد که زین پس هرکه به ما پیامک هم می دهد 3 روز بعد همزمان با سرعت اینترنت ملی جوابش را دریافت می کند. ما هم از صرافت مرور لیست و زدودن گرد و غبار زمان از اسامی افتادیم.

اعتیاد دیگرمان خواندن کتاب است. دوره راهنمایی بودم که تمام کتاب های کتابخانه مدرسه مان که اتفاقا پر بار هم بود، کامل خواندم. اعتراف می کنم که سرانه مطالعه در کشور را آن سال ها به تنهایی و یک تنه، یک دقیقه افزایش داده ام!!!!! ناگفته نماند که مسئولین مدرسه هم به همین مناسبت به بنده یک گیره سر صورتی جایزه داده اند. اتفاقا تا همین چند وقت پیش داشتمش ولی به علت کهولت سن دیار ما را بددرود گفت.

مدتی به علت مشغولیات از این فیض محروم بوده ام. اما اکنون از کتاب فروشی که رد می شوم نمی توانم خودم را کنترل کنم. در اوج درس خواندن هوس می کنم به سراغ یک رمان کت و کلفت بروم و تا تمامش نکنم هم از جای نمی نشینم. حال نمی دانم اعتیاد کتاب خواندن را باید ترک کنم و به سراغ درس بروم یا اینکه این ترک مانند ترک اولی کردن می باشد!!!! پیشنهاد در کنار هم بودن هم میسر نیست. زیرا که برای بنده بی اراده، هر دو با هم جمع نمی شوند.

پی نوشت: تا به اکنون نوشته های رضا امیر خانی را نخوانده بودم. از کتاب (ناصر ارمنی) ایشان هیچ خوشم نیامد. بسیار سخیف و ابتدایی و شعارزده می نویسند. گویی برای منطورهای سیاسی خاصی هم می نویسند. دیگر کتابی از ایشان را نمی خوانم.

  
نویسنده : هشت الهفت ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
تگ ها : اجتماعی